داستان " پول اضافه "
مردی ایرانی مقیم لندن بود.
یک روز سوار تاکسی شد.وقتی پول راننده را داد،دید که راننده 20 پنس بیشتر به او پس داده است.
به راننده گفت:شما به من 20 پنس بیشتر پس داده اید.پول اضافی را به راننده پس داد.
راننده گفت:خیلی ممنونم؛راستش من می خواستم مسلمان شوم.می خواستم با این کارم شما را امتحان کنم و ببینم شما چه جور آدم هایی هستید.حالا فهمیدم که شما آدم های بسیار خوبی هستید.
من فردا می آیم و مسلمان می شوم.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۱۶ ساعت 14:55 توسط سعید زارعی
|